#LETTER4U

هشتگی که جنگ رسانه‌ای غرب را ضربه فنی کرد.

پیام ما به جوانان غربی چیست؟
بعضی وقت‌ها لازم است برای آنکه اثرگذار باشیم روال­‌های مرسوم را کنار بزنیم، اوضاع را بررسی کرده و حرف‌مان را در قالب جدیدی مطرح کنیم. راستش تا آنجا که حافظه شعری من جواب می‌­دهد نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی از مصادیق همین مصرع است که «فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم».

                

۱- وحشت در اروپا
داعش مولود نامبارک غربی­‌ها حسابی داشت شاخ و شانه می­‌کشید و هر روز خبر خرابکاری­‌هایش از یک گوشه دنیا به گوش می­‌رسید. این گروه از ابزارهای رسانه‌­ای برای ترساندن مردم دنیا استفاده می­‌کرد و همین باعث می­‌شد برخی مردم با شنیدن نام داعش هم بترسند، جنگ رسانه‌­ای غربی‌­ها این شده بود که تمام کارهای داعش را به نام مسلمانان پخش کنند تا مردم که از داعش می­‌ترسند از تمام مسلمان­‌ها و در حقیقت از اسلام بترسند. تصاویر و فیلم‌­های جنایتات داعش در شبکه‌های اجتماعی که بیش از هرکس مخاطب آن نسل جوان هستند دست به دست می‌­چرخید و نشان می­‌داد که این به ظاهر مسلمانان از کشتن زنان و کودکان آن هم به وحشتناک‌­ترین شیوه­‌ها هیچ باکی ندارند. آبروی اسلام و مسلما‌ن‌­ها را حسابی هدف قرار داده بود.

حالا داعش که در سوریه و عراق با دلاوری سربازان مقاومت، روز به روز ضعیف‌تر می‌شد، صدای ترقه‌بازی­ عده‌ای خرابکار از قلب اروپا برخاست. یکی گفت داعش این بار در فرانسه دست به عملیات تروریستی زده و یکی گفت داعش نبوده و فلان گروه دیگر مسئولیت را قبول کرده، از هر گروهی که بودند به هر حال اسم خودشان را مسلمان گذاشته بودند، با این کار اروپا و بیشتر از همه فرانسه در بهت و وحشت فرو رفت.

  • جنگ رسانه‌ای غربی‌ها این شده بود که تمام کارهای داعش را به نام مسلمانان پخش کنند

                 

۲- انتقام
حوادث تروریستی پشت سر هم در قلب اروپا رخ داد و مهم­­ترین‌­شان این بود که دی ماه ۹۳ افراد مسلح به دفتر یک مجله در فرانسه حمله کردند. این مجله یعنی «شارلی ابدو» چه مجله‌­ای است؟ نشریه­‌ای فکاهی و هجوآمیز که بارها به مقدسات اسلام و حتی مسیحیت توهین کرده و اگر بهتر بخواهم بگویم نژادپرستانه بود. اما این بار عده‌ای گفتند کاریکاتوری از ابوبکرالبغدادی رهبر گروه تروریستی داعش منتشر کرده و همین باعث شده رگ چند نفر از اعضای گروه تروریستی داعش بالا زده و دست به عملیات تروریستی بزنند، آن یکی دیگر گفت فلان کاریکاتور توهین آمیز به پیامبر باعث شد ما دست به حمله بزنیم و در این میان اما حرف مشترکی که همه رسانه­‌ها منتشر می­‌کردند این بود که عملیات تروریستی کار مسلمان‌هاست. تصاویر این حمله به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و موج عظیمی از اسلام هراسی و در پی آن موج بزرگی از اسلام‌ستیزی در حال شکل‌گیری بود. عملیات تروریستی به حد زیادی ترس را به جان اروپایی­‌ها انداخته بود، در این عملیات تروریستی چند نفر کشته شدند و حالا فرانسه عزای عمومی بود و ایفل هم به احترام کشته­‌های این اتفاق خاموش شد.

               

۳- لاشخورها
این اوضاع روز به روز پیچیده‌تر می‌شد. از طرفی چهره‌ای که رسانه­‌ها از اسلام نشان می­‌دهند چهره­‌ای داعش گونه بود و از طرفی مسلمانان آواره از دست گروه‌های تروریستی هر روز توسط اروپایی‌­ها تحقیر شده و برای ورود به کشورهای اروپایی با صحنه‌­های ناراحت کننده‌­ای مواجه بودند. گروه­‌های افراطی هم که همیشه از آب گل‌آلود به خوبی ماهی می­‌گیرند، به مساجد و مکان‌­های متعلق به مسلمان حمله کردند.

  • چهره‌ای که رسانه‌ها از اسلام نشان می‌دهند چهره‌ای داعش‌گونه بود

                  

۴- بوی بهبود ز اوضاع جهان
مخاطب همه­ این پیام‌های مسموم افکار عمومی بود و می­‌دانیم راه حل­‌های دیپلماتیک در این شرایط خیلی دیر جواب می­‌دهد و حتی گاهی کاربرد خود را از دست می­‌دهند. وقت آن بود یکی از راه برسد که با یک ابتکار سنجیده، شرایط را تغییر دهد.

حالا تصور کنید در این شرایط، ناگهان نامه‌­ای مهم به چهار زبان در خروجی سایت­‌های خبری داخلی و خارجی قرار بگیرد. این نامه دوم بهمن منتشر شد، درست دو هفته پس از حادثه­ تروریستی که گفتم. نویسنده­‌ نامه رهبر انقلاب و مخاطب آن نسل جوان اروپا و آمریکای شمالی بودند. بیان این نامه به اندازه کافی صمیمی و به دور از تمام تعارفات دیپلماتیک، بدون واسطه و مستقیما برای جوان­‌ها نوشته شده بود.

  • ناگهان نامه‌ای مهم به چهار زبان در خروجی سایت‌های خبری داخلی و خارجی قرار بگیرد

               

۵- ضربه فنی جنگ رسانه‌ای
کاربران فضای مجازی نامه را به سرعت منتشر می­‌کردند، هشتگ می­‌زدند و تولیدات رسانه­‌ای جدید تولید می­‌کردند. مهم‌ترین هشتگ #LETTER۴U بود که حسابی فراگیر شد. همه سعی داشتند از هر راهی که می­‌توانند این نامه را به دست مخاطبان اصلی آن برسانند، آن موقع اگر ایمیل و شبکه‌های اجتماعی خیلی از جوانان علاقه‌مند را بررسی می‌کردید حتما متوجه این ماجرا می­‌شدید. پوستر طراحی می­‌کردند. بعضی­‌ها هم که خارج از کشور و در اروپا و آمریکا بودند این نامه را تکثیر کرده و حتی در کوچه و خیابان میان جوان­‌ها پخش می­‌کردند. لشکری تشکیل شده بود و هر کس هر کاری از دستش برمی‌­آمد انجام می­‌داد، آنکه می‌­توانست پوستر طراحی می­‌کرد و دیگری پادکست می‌­ساخت. خیلی‌­ها هم دست به ترجمه نامه به زبان‌های دیگر زدند و این گونه بود که با یک حرکت هماهنگ و خوب این نامه به دست بسیاری از مخاطبینش رسید. آقا خودشان در مورد تولیداتی که پس از نامه‌­های­شان به جوانان غربی انجام شده بود فرمودند: « به نظر من این حرکتى که شما راه انداختید، ارزشش از خود آن نامه‌ها بیشتر است؛ خب، نامه‌ها بالاخره یک فکرى بود، یک کارى بود که انجام گرفت، امّا اینکه این‌همه نیرو به کار بیفتد و تشکّل پیدا کند و در یک جهت‌گیرى مشخّصى پیش برود و به این‌همه نتایج منتهى بشود، خیلى چیز باارزشى است. ۹۵/۶/۱ »

جالب است که به واسطه شبکه‌­های اجتماعی جلوگیری از انتشار این نامه غیرممکن بود و همان رسانه‌هایی که همیشه غرض‌ورزانه اخبار را سانسور یا تحریف می­‌کردند مجبور شدند به این نامه اشاره کنند چرا که دست پیداکردن به اصل متن نامه اصلا کار سختی نبود. حالا دیگر رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب دنیا سکوت را شکسته و مجبور شدند از بازتاب و اثراتی که این نامه داشته صحبت کنند، معنی تمام این برنامه و تحلیل‌­ها این بود که نامه به دست کسی که باید، رسیده است.

سیاست‌مداران و تحلیل‌گران دست به تحلیل نامه زده و بارها شگفتی خودشان از نوع نگارش، روشنی و متانت موجود در نامه حرف به میان آوردند. بعضی­‌هاشان می­‌گفتند با اینکه جوان نیستیم ولی بارها و بارها این نامه را خوانده­‌ایم. آن‌ها اعتراف می­‌کردند که ابتکار عمل آقا در نوشتن این نامه نشان‌دهنده­ شناخت ایشان از اوضاع، از سوالات و دغدغه‌­های جوانان است و همچنین به خوبی ثابت می‌­کند که رهبر ایران از کارکرد شبکه­‌های مجازی به خوبی آگاه است و از آن بهره می­‌گیرد.

  • همه سعی داشتند از هر راهی که می‌توانند این نامه را به دست مخاطبان اصلی آن برسانند

                     

۶- دیدن سرچشمه‌ها
در همان ابتدای نامه آقا می‌­نویسند: من شما جوانان را مخاطب خود قرار می‌دهم؛ نه به این علت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ ملّت و سرزمین‌تان را در دستان شما می‌بینم و نیز حس حقیقت‌جویی را در قلب‌های شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. و خیلی هم زود موضوع نامه را شفاف می‌­کنند: سخن من با شما درباره‌ اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه می‌گردد. آقا حرف را از حوادث رخ داده در فرانسه شروع کردند، از نقشه‌هایی که برای اسلام‌هراسی کشیده می‌شود هم گفتند و رفتار و نقش دولت‌های غربی را در این میان توضیح دادند. بعد هم از دردهایی که جهان اسلام با آن دست و پنجه نرم می‌کرد صحبت کردند. جوانان اروپایی را دعوت کردند که اسلام را از رسانه‌هاشان نگیرند و به سرچشمه‌ها دست پیدا کنند، و چه منبعی بهتر از قرآن برای آنکه به اسلام حقیقی برسند. در همان صفحات محدود به ظرافت و زیبایی دست کسانی که سرخوش از موج‌های ایجادشده نقشه‌های جدید می‌کشیدند را باز کرده و برای جوانان افشا کردند. انگار که آقا می‌خواستند با این نامه به مسلمان‌ها هم بهترین جوابی که در مقابل اتفاقات رخ داده وجود داشت را یاد بدهند.

پس از آن هم در هشتم آذرماه سال بعدش آقا که با شناخت دقیق‌شان از شرایط جهان و همچنین مخاطب تشنه و جوان سراغ داشتند، دوباره دست به قلم بردند و لشکر انتشار نامه دوم دوباره به خط شدند. آقا در نامه دوم نوشتند: برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد.

بعد هم موضوع اصلی نامه را درد مشترکی به نام تروریسم و چاره اندیشی برای آن مطرح کردند. تفاوت تروریسم در غرب و اسلام را مطرح کردند و از نقش­‌های دوگانه دولت­‌های غربی و خصوصا حمایت­شان از اسرائیل هم گفتند. آخر نامه هم مهربانانه بحث را اینگونه به پایان رساندند: من از شما جوانان می‌خواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیان‌های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

استخوان­‌بندی هر دو نامه آنچنان هست که هر روز و هر لحظه به دست مخاطبش برسد برای او جذاب باشد. و چه بسیارند کسانی که مخاطب این نامه هستند و هنوز آن را نخوانده‌اند. برای انتشار پیام حق هیچ وقت دیر نیست و اتفاقا خوب است در یک حرکت گروهی، تشکلی یا حتی رفاقتی و اگر هیچ کدام نشد تنهایی دست به کار شوید، نامه را که به زبان­‌های مختلف ترجمه شده از هر راه ممکن به مخاطبان اصلیاش برسانید. هرچه خلاق­‌تر و جوان‌پسندتر، بهتر. راستی شما چه راهی پیشنهاد می‌­کنید؟

  • آینده‌ ملت و سرزمین‌تان را در دستان شما میبینم

                      

۷- دست خدا
عمق تاثیر نامه بسیار زیاد بود و آقا در این باره گفتند: « خداى متعال به این کار برکت داد؛ وَالّا اوّل که بنده به این فکر افتادم و با دو سه نفر مشورت کردم در اینکه حالا نامه‌اى بنویسیم، به ذهنمان نمیرسید که این کار این مقدار گسترش و نفوذ و رونق پیدا کند؛ خداى متعال به این کار برکت داد. از خداى متعال تشکّر کنیم و از او استمداد کنیم براى کارهایمان که به آنها برکت بدهد. گاهى شما یک کلمه حرف میزنید، این در فضا گم میشود؛ گاهى یک کلمه حرف میزنید، خداى متعال این کلمه را در ذهنها و اقطار عالم منتشر میکند؛ معناى برکت دادن این است. ۹۵/۶/۱ »

  • خداى متعال به این کار برکت داد

             اگر مایل بودید می توانید حمایت (بدون هزینه) خود را از طریق کلیک بر کلمه #حامی_باشیم  و با رد تبلیغ انجام دهید.